السيد هاشم الرسولي المحلاتي

46

زينب عقيله بنى هاشم ( س ) ( فارسى )

مرا ريش مىكند و بر من سخت‌تر و ناگوارتر است ! ] و به‌دنبال آن دست برد و گريبان خود را چاك زد و بىحال بر زمين افتاد ! امام عليه السلام كه چنان ديد برخاست و آب به‌صورت خواهر پاشيد و با كلمات زير او را دلدارى و آرامش داد : « يا اخْتاه اتّقِي اللَّه وَ تَعَزَّي بِعَزاءِ اللَّهِ ، وَ اعْلَمي انَّ اهْلَ الارْضِ يَمُوتُونَ وَ اهْلَ السَّماءِ لايَبْقُونَ ، وَ انَّ كُلَّ شَىءٍ هالِكٌ الَّا وَجْهَ اللَّهِ الَذي خَلَقَ الخَلْقَ بِقُدْرَتِهِ ، وَ يَبْعَثُ الخَلْقَ وَ يُعيدُهُمْ وَ هُوَ فَرْدٌ وَحْدَه ! . جَدّي خَيْرٌ مِنّي وَ ابي خَيْرٌ مِنّي وَ امِيّ خَيْرٌ مِنّي وَ اخي خَيْرٌ مِنّي ، وَلي وَ لِكُلِّ مُسْلِمٍ بِرَسُولِ اللَّه صلى الله عليه و آله اسْوَة » . [ خواهر جان ! پرهيزكارى و شكيبايى پيشه كن ، بردبارباش و بدان كه اهل زمين مىميرند و اهل آسمان نخواهند ماند و همه چيز هلاك مىشود جز خداوندى كه آفريدگان را به‌قدرت خود آفريد و مردم را برانگيخت ، و او يگانهء بىهمتاست . [ خواهر جان ] جدّ من [ رسول خدا ] از من بهتر بود و مادرم از من بهتر بود و پدرم از من بهتر بود و برادرم به از من بود [ كه همه از اين‌جهان رفتند ] و من و هر مسلمانى بايد به‌رسول خدا تأسّى كنيم . ] حسين عليه السلام با اين سخنان زينب را آرام كرد و به دنبال آن ، زينب را سوگند داد كه خواهرم ! نبايد در كشته شدن من گريبان چاك زنى و روى خود را بخراشى و در اين باره سفارشى در اين‌باره به زينب كرد كه شاعر پارسى زبان مرحوم « عمّان سامانى » آن را اين‌گونه به‌نظم درآورده است :